تبليغاتX
نسیم غزلهای من

 

 

 

 

 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

من حاول اَمرا بمعصیة الله كان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.
كسی كه بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود .

(بحارالانوار،ج78،ص120)
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 13:27  توسط یاس سفید  | 

امام صادق عليه السلام فرمودند:
خوشا به حال شيعيان ما! آنان كه در زمان غيبت قائم ما به ريسمان [ولايت] ما تمسك مى‏ جويند .»
كمال الدين، ج‏2، ص‏512
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 14:9  توسط یاس سفید  | 

همه فکر می کنن فقط تنگ بلور لب طاقچه ممکنه بشکنه

یا تابلوی نقاشی که روی دیوار نصب شده

ولی امان از روزی که یه قطره نگاه سرد روی شیشه دل بشینه

یا یه دونه برف روی مژه بهار سنگینی کنه

اونوقته که می فهمی حتی نسیم هم ممکنه بشکنه

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 14:57  توسط یاس سفید  | 

 

 

 

بدان که اگر جهانیان بخواهند چیزی به تو بدهند و خداوند نخواهد نمی توانند و اگر جهانیان بخواهند چیزی را که خداوند برای تو خواسته از تو منع کنند نمی توانند ٬ بنابراین وقتی چیزی می خواهی از خدا بخواه و وقتی کمک می جوئی از خدا بجوی.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 18:28  توسط یاس سفید  | 

 

 

 

 

من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:

عجباً للمؤمن لايقضي اللّه عليه قضاءً إلا كان خيراً له، سرّه او ساءه. إن ابتلاه كان كفّارةً لذنبه، وإن اعطاه وأكرمه كان قد حباه )تحف العقول صفحه 48


هرچه را خداوند براى مؤمن، مقدّر فرمايد، خير او است، خواه حوادثى كه او را ناراحت مى‏كند مثل بيمارى و خواه امورى كه او را خوشحال مى‏كند.
حوادث محزون كننده، كفاره گناهان و حوادث خوشحال كننده عطاياى الهى است.
اين مضمون در اشعار حافظ هم آمده «در طريقت هرچه پيش سالك آيد خير او است» لكن حافظ اين معنا را مختص به سالك دانسته ولى اين روايت، آن را درباره مطلق مؤمن بيان فرموده است (تفسیر از کتاب حدیث ولایت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای )

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 11:21  توسط یاس سفید  | 


 

 

 

 

دوباره کتاب هجر را ورق می زنم و خط به خط تورا می خوانم ،باز در کوچه باغ یاد تو قدم می زنم دوباره با قایقی از اشک تا مرز پریشانی پارو می زنم

هر جمعه که می شود با چشمانی مملو از اشک  و دلی آکنده از پریشانی عشق کنار جاده انتظار می ایستم و دوباره جمعه مرا ندیده می گیرد و آرام از کنارم می گذرد

...و باز هم من می مانم و یک دنیا اشک من میمانم و یک سبد غزل بی ردیف

مطلع مثنوی عشق!

سر بر شانه کدامین چشمه نهاده ای و بر بال کدامین ابر منزل گزیده ای

ای تفسیر مهر!

باران طلایی عطوفتت را بر من ببار

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 10:48  توسط یاس سفید  | 

 

 

مهتاب نشان عشق رنگ!

چقدر شب های بی تو طولانی اند و عشق سر به سر دل می گذارد چقدر احساس خستگی می کنم لب های شکوفه های سیب خشک شده است و من در حسرت شبنمی از نگاه توام

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 15:43  توسط یاس سفید  | 

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر وجعلنا من انصاره واعوانه  و المستشهدین بین یدیه و بلغ منه تهیتا و سلاما

وجرعه ای زنور تو،علاج بی ستاره هاست

مــگو که نــاز آمدن، مرام مـاه پاره هــاست

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 9:35  توسط یاس سفید  | 

          چند خط مانده به سرمشق بهار

چند خط مانده به لبخند زمین

مانده تا نمره بیست                          

                                   مانده تا نقطه پایانی انشای محبت با عشق

                                    چند خط مانده هنوز پر شود خالی این صفحه دل

مانده تا بشکند این خط کش چوبی بلند

                                       بشکند چوب فلک

خشک گردد صدف چشم زمین از گریه

چند خط مانده به روز

چند خط مانده به نور

                                 

مانده تا فاصله دفتر مشق مهتاب

 پر ز گلبرگ گل نور شود 

 

                                         مانده تا نرگس باغ خنده بر روی گل یاس کند

                                      کاش امضا می شد زودتر مشق ظهور خورشید

                                                                                            زودتر از امروز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 9:15  توسط یاس سفید  | 

 

ابو برده می گوید: روزی با جمعی از اصحاب در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم که پیامبر فرمود: سوگند به خدایی که جانم به دست اوست، روز قیامت هیچ بنده ای از جایش قدمی برنمی دارد مگر این که چهار سئوال از او می شود.

از عمر او، که در چه راهی مصرف نموده است؟ از بدنش، که در چه راهی کهنه اش کرده است؟ از مالش، که از کجا بدست آورده و در چه راهی خرج کرده است؟ و از دوستی ما اهل بیت؟

عمر گفت: ای رسول خدا، نشانه دوستی شما پس از شما چیست؟
رسول خدا (صلی الله علیه واله) دستش را روی سر علی بن ابیطالب گذاشت که در کنار حضرت حضور داشت و فرمود: نشانه دوستی ما پس از من، دوست داشتن این است.
آنگاه فرمود: که هر کس او را دوست بدارد، ما را دوست داشته و هر کس او را دشمن باشد، ما را دشمن داشته است. بحارالانوار، ج 36، ص 26، حدیث 23 ------ منقبه المطهرین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 14:2  توسط یاس سفید  |